PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : پیشنهاد یادگیری زبان خارجه هرکی موافقه بیاد ری بده



BALDE
03-03-2013, 10:57 PM
بسم الله ارحمن ارحیم



سلام دوستان یک پیشنهاد میخوایم هر روز با یک درس زبان خارجه اشنا بشیم حتی شده بایک جمله تابتونیم خودمون تو سایتای خارجی بریم ومطلب بیاریم وتوسایت بزاریم
وهم استفاده کرده باشیم وکمک واسه دوستانمون باشیم نظر شما چیه؟؟


اگه موافقید بگید تایکی ازدوستان که انگلیسیش خوبه بگیم کمک کنه

DjAmir
03-03-2013, 11:17 PM
کاملا موافقم
[Only registered and activated users can see links]

KeBriT
03-03-2013, 11:30 PM
من موافقم و تا جایی که بشه کمک میکنم

KeBriT
03-03-2013, 11:45 PM
اشنایی با کلمات پرسشی

What چه
What are you doing? چه کار می کنی؟
What have you done? چه کار کرده ای
What is that? ان چیه
What is this? این چیه
What is it all about? راجع به چی هست
What are you talking about? در مورد چی حرف می زنی

cccamhd.in
03-04-2013, 12:33 AM
ممنون ایده ای خوبی هستش با تشکر

majidmobarhan
03-04-2013, 01:13 AM
آقای کبریت هر چی تونستی ازین جملات ساده و پرسشی بزار خیلی خوبه به خدا

KeBriT
03-04-2013, 01:26 AM
جمله نویسی ساده:
دیروز چه روزی بود؟
What day was yesterday?
امروز چه روزیه؟
What day is today?
3 شنبه کجا بودی؟
Where were you on Tuesday?
دوست من یک هفته پیش اینجا بود
My friend was here a week ago
ماه پبش کجا بودی؟
Where were you last month?
من نمیدانم ساعت چند است
I don’t know what time it is
ایا فردا ساعت ده اینجا خواهی بود؟
Will you be here at ten o'clock tomorrow?

من هر روز قبل از ساعت 6 ازخواب بیدار می شوم
I get up before six o'clock everyday

decor
03-04-2013, 01:43 AM
درود

منم یک پی دی اف می زارم که 200 جمله کاربردی عامیانه توش هست فکر می کنم به درد بخور باشه


[Only registered and activated users can see links]

KeBriT
03-04-2013, 09:58 PM
We are about to land
تا لحظاتی دیگر بر زمین می نشینیم

could you please tell me which platform the train to Tehran leaves from?
میشه لطفا به من بگویید قطار تهران از کدام سکو حرکت میکند؟

کمربند ایمنی خود را ببندید
Fasten your seatbelt

پروازت چطور بود؟
How was your flat?

وحشتناک بود
it was terrible


من امیدوارم همه شما اقامت لذت بخشی را داشته باشید
I hope you all have an enjoybale stay

همسر من مشغول گذراندن فوق لیسانس مهندسی عمران است
My husbnad is doing an Msc in civil engineering

نکته : قبل از مخفف هایی که با حرف صدا دار شروع می شوند حتما از an استفاده کنید
دقت کنید مبنای سنجش ما خود حرف نیست بلکه صدای ان است.
an MSc and MP

برخی مواقع صادقانه زندگی کردن دشوار است
Sometimes it is difficult to live an Honest life

در کلماتی که با H شروع می شوند اگر صدای h تلفظ نشود از an استفاده میکنیم
مثال: an hour
an honour

BALDE
03-04-2013, 10:22 PM
درود

منم یک پی دی اف می زارم که 200 جمله کاربردی عامیانه توش هست فکر می کنم به درد بخور باشه


[Only registered and activated users can see links]



سلام داداش مرسی که زحمت کشیدی ووقط واسه دوستانت وما گزاشتی ازت یک دنیا ممنون کوچکتر اونی هستم که پیشنهاد بدم ولی اگه میتونی این فایل تیکه تیکه کنی وهر روز یخوردش بزاری رو صفحه بنظر من بهتر تا ایجور بتونیم بخونیم والان من میدونم همه ماها خونهامون وسیستمون پر دگشنری منظور من اینه که بنظرم کم کم بزاری روصفحه بهتر تایک کتاب بگیریم وهرموقه اومدیم داخل سایت بخونیم چنتا کلمه بازم ممنون داداش عزیزم

rafsanjan gsm
03-04-2013, 11:04 PM
Idiom

Tit for Tat

این به اون در

KeBriT
03-09-2013, 02:38 PM
[Only registered and activated users can see links]

majidmobarhan
03-09-2013, 06:14 PM
این عکس نقطه عطفی در زبان انگیلیسیم بود.:42:

BALDE
03-09-2013, 08:50 PM
زمان حال استمراری
ساختار




coming
doing
going
taking
'm
am
I


're
are
you
we
they


's
is
he
she
it



کاربرد

1- برا ([Only registered and activated users can see links])ي بيان عملی که هم*اکنون جريان دارد:



She is watching the TV.


He is working at the moment.


2- برای بيان عملی يا موقعيتی که در حال حاضر در حال وقوع مي*باشد، اما الزاماً در همين زمان صحبت کردن در حال رخ دادن نيست:



I'm reading an exciting book.


He is learning Arabic.


(توجه داشته باشيد که مثلاً در جمله* ا ([Only registered and activated users can see links])ول، شخص گوينده ممکن است در همين لحظه مشغول مطالعه کتاب باشد و يا اينکه ممکن است منظورش اين باشد که مدتی است مشغول مطالعه کتاب است ولی هنوز تمام نشده است.)
3- برای بيان قراری تعيين شده در آينده:


I am meeting him at the park.

4- برای بيان كار يا شرايطی موقتی:


I'm living in a small flat now, but I'm trying to find a better one.

در حال حاضر در يک آپارتمان کوچک زندگی می*کنم، اما دارم سعی می*کنم يک بهترش را پيدا کنم

نكاتی در مورد هجی (افعال ing دار)
1- افعالی که به يک e ختم می*شوند، آن e حذف می*شود:
come, coming take, taking write, writing
ولی در مورد افعالی که به ee ختم می*شوند، اين قاعده صدق نمی*کند:
agree, agreeing see, seeing
2- در افعال يک بخشی (يک هجايی) که دا ([Only registered and activated users can see links])رای يک حرف صدادار و يک حرف بی*صدا ([Only registered and activated users can see links]) می*باشند، حرف بی*صدای آخر تکرار می*شود:
running, stopping, getting
ولی چنانچه حرف بی*صدای آخر y يا w باشد، تکرار نمی*شود:

showing, enjoying

KeBriT
03-10-2013, 04:26 PM
خانه من راحت و نورگیر است و دکور خوبی دارد
My house is comfortable and well-lit with a pleasing decor

از انجایی که این اتاق به شمال نکاه میکند (همان بحث خانه شمالی و خانه جنوبی ) از بقیه اتاق ها روشن تر است
Since this room is north-facing , it is brighter than the other rooms

معمولا نیم ساعت طول میکشد تا برسم سر کار. خانه من به محل کارم نزدیک نیست
It ususally takes me about half an hour to get to my work.My home is not close to my workpalce

محل کار من کاملا نزدیک است میتوانم ده دقیقه ای قدم زنان بهش برسم
My home is quite close to my workplace. I can walk there in about 10 minutes


Can you describe yur home:
خانه ات را می توانی برای من توصیف کنی؟

I live on the top floor of a building
طبقه بالای یک ساختمان زندگی میکنم

It is quite small; about sixty square meters.
تقریبا کوچکه. حدود 60 متر مربع

It has one bedroom and a small living room
یک اتاق خواب و یک هال کوچک = اتاق نشیمن دارد


Everyone says it`s too small but I think it is just the right size for me.
همه میگویند که خیلی کوچکه اما من فکر میکنم از لحاظ مساحت و متراژ درست خانه ی مناسب من هست

KeBriT
03-12-2013, 12:59 PM
‘I’m pleased with my new house.’
من از خانه جدیدم راضی هستم/ خیلی خوبه

‘This job pleases me.’
این کار من را راضی و خوشحال میکند

‘Your music gives me pleasure.’
موسیقی شما به من لذت میدهد

‘I’m very pleased to meet you.’
خیلی خوشحالم که ملاقاتت کردم / از دیدار با شما خوشحالم

BALDE
03-12-2013, 11:20 PM
زمان گذشته ساده
ساختار




(last week) (yesterday)

worked

I, we, you, he, she, ...



played



heard









منفی




work...
play...
hear...

didn't
did not

I, we, you, he, she, ...










پرسشی




work...?
play...?
hear...?

I, we, you, he, she, ...

Did








کاربرد

گذشته ساده در موا ([Only registered and activated users can see links])رد زير کاربرد دا ([Only registered and activated users can see links])رد:
1- برای بيان کاری که در گذشته و زمان مشخصی به پايان رسيده است:



We met last week.

He left yesterday.


2- برای بیان کارهايی که پشت سرهم در يک ماجرا يا داستان می*آيند:



I walked into my room and sat down. Suddenly I heard a noise coming from outside. I got up and went towards the window...


3- برای بيان عادت يا ([Only registered and activated users can see links]) شرايطی در گذشته:



When he was a child, they lived in a cottage in the jungle.

Every day he walked in the jungle to....


نکاتی در مورد هجی (verb + ed)
1- هنگاميکه فعلی به e ختم می*شود، فقط d اضافه می*کنيم:
loved, hated, used
2- افعال يک هجايی (يک بخشی) که به ترتيب شا ([Only registered and activated users can see links])مل يک حرف صدادار و يک حرف بی*صدا ([Only registered and activated users can see links]) می*باشند، حرف بی*صدای آخر تکرار می*شود:
stopped, planned, robbed
ولی اگر دو حرف صدادار وجود داشته باشد، حرف بی*صدای آخر تکرار نمی*شود:
looked, cooked, seated
اگر حرف بی*صدای آخر y يا w باشد نيز تکرا ([Only registered and activated users can see links])ر نمی*شود:
played, rowed, showed

BALDE
03-12-2013, 11:21 PM
جملات شرطی
جملات شرطی* شامل دو قسمت می*باشند: يکی* عبارت شرطی* و ديگری* عبارت اصلی*. عبارتی* که حاوی* if باشد را عبارت شرطی* و عبارت ديگر را عبارت اصلی* می*ناميم.
رويدادی* که در عبارت اصلی* توصيف می*شود بستگی* به شرطی* دارد که در عبارت شرطی* بيان می*شود.




we will get wet.

If it rains this evening,



عبارت اصلی*


عبارت شرطی*




عبارت شرطی* می*تواند در انتهای* جمله نيز بيايد، ولی* در اين صورت علامت ويرگول (,) حذف می*شود:


if you press this button.

The door opens



عبارت شرطی*



عبارت اصلی*

BALDE
03-12-2013, 11:26 PM
افعال مجهول (the passive voice)

در جملات معلوم (active)، فاعل به عامل يا کننده عمل فعل دلالت دارد. در واقع ما از افعال معلوم برای* بيان اينکه فاعل چه کاری* را انجام دهد استفاده می*کنيم. به اين مثالها توجه کنيد:



The dog chased the cat. (سگ گربه را دنبال کرد)

My father built this house in 1960. (پدرم اين خانه را در سال 1960 ساخت)

ولی* جملات مجهول (passive) به ما اين اجازه را می*دهند که کسی* يا چيزی* را ([Only registered and activated users can see links]) که کننده يا انجام دهنده عملی* نيست (غير عامل) در جای* فاعل قرار دهيم. در واقع از افعال مجهول برای* بيان اينکه چه عملی* بر روی* فاعل اتفاق می*افتد، استفاده می*شود:


[Only registered and activated users can see links]



The cat was chased by the dog. (گربه توسط سگ دنبال شد)


This house was built in 1960. (اين خانه در سال 1960 ساخته شد)

هنگام استفاده از حالت مجهول، توجه داشته باشيد که در اغلب موارد اينکه چه کسی* يا چه چيزی* عمل را انجام می*دهد نا معلوم يا بی*اهميت است. مثلاً در جمله زير اينکه چه کسی* اتاق را تميز می*کند برای* گوينده اهميتی* ندارد:


This room is cleaned every day. (اين اتاق هر روز تميز می*شود)


ولی* اگر بخواهيم بيان کنيم که چه کسی* (يا چه چيزی*) آن عمل را انجام دا ([Only registered and activated users can see links])ده است، در اين صورت بايد از حرف اضافه by استفاده کنيم:

[Only registered and activated users can see links]


This house was built by my father.(اين خانه توسط پدرم ساخته شد)


This picture was painted by a great painter.
(اين نقاشی* توسط يک نقاش بزرگ کشيده شده )





ساختار
بطور کلی* برای* ساخت صيغه مجهول فعل معلوم، فعل to be را ([Only registered and activated users can see links]) به همان زمان فعل معلوم می*آوريم و اسم مفعول همان فعل را به آن می*افزاييم:


معلوم: Somebody cleans this room every day.

مجهول: This room is cleaned every day.

معلوم: He bought this car last week.

مجهول: This car was bought last week.


در جدول زير می*توانيد فهرست افعال معلوم و معادل مجهول آنها را ملاحظه کنيد:



زمان

معلوم

مجهول



حال ساده

keeps
نگه می*دارد

is kept
نگهداری* می*شود



حال استمراری*

is keeping
دارد نگه می*دارد

is being kept
در حال نگهداری* شدن است



گذشته ساده

kept
نگه داشت

was kept
نگهداری* شد



گذشته ا ([Only registered and activated users can see links])ستمراری*

was keeping
داشت نگه می*داشت

was being kept
در حال نگهداری* شدن بود



حال کامل

has kept
نگه داشته است

has been kept
نگهداری* شده است



گذشته کامل

had kept
نگه داشته بود

had been kept
نگهداری* شده بود



آينده

will keep
نگه خواهد داشت

will be kept
نگهداری* خواهد شد



شرطی*

would keep
نگه می*داشت

would be kept
نگهداری* می*شد



شرطی* کامل

would have kept
نگه داشته بودند

would have been kept
نگهداری* شده بود



مصدر

to keep
نگه داشتن

to be kept
نگهداری* شدن



مصدر حال کامل

to have kept
نگه داشتن

to have been kept
نگهداری* شدن



وجه مصدری* اسم مصدر

keeping
نگهداری*

being kept
نگهداری* شدن

majidmobarhan
03-12-2013, 11:48 PM
با تشکر از شمای آقای BALDE ... میتونم از شما خواهش کنم این دو قسمت جدید که گذاشتید تو یه فایل PDF درست کنید و در اختیارمون بزارید واقعا ممنون میشم چون این قسمت ها از مهم ترین قسمت های زبان هستش و میخوام اینارو نگه دارم.

KeBriT
03-13-2013, 02:37 PM
'Vocabulary for outdoor recreation:

recreation: A way of enjoying yourself when you are not working
A.Camping:
tent/ sleeping bag/tent stakes /lantern /camping stove/Swiss army knife /insect repellant/ matches

چادر / کیسه خواب/ میخ چادر که روی زمین کوبیده میشود برای نگه داشتن ان/ فانوس/ گاز مخصوص پخت و پز در مسافرت/ وسیله ای که مانند دسته کلید هست و به درد مسافرت میخورد که داخل ان همه چیز هست چاقو، سوهان و یک عالمه وسیله در ان تعبیه شده / حشره کش

عکس مربوط به پست= swiss army knife

[Only registered and activated users can see links]

BALDE
03-14-2013, 10:26 AM
زمان گذشته استمراری
ساختار




جملات پرسشی:



eating?
playing?
talking?

I, he, she, it

was wasn't



you, we, they

were weren't





جملات مثبت و منفی:



walking
playing
fishing

was wasn't

I, he, she, it



were weren't

you, we, they







کاربرد
از زمان گذشته استمراری بيشتر برای بيان کارهايی استفاده می*شود که در گذشته اتفاق افتاده و مدتی ادامه داشته*اند ولی حدود زمانی آنها به طور دقيق مشخص يا مهم نيست.
در اغلب موارد گذشته استمراری همراه با گذشته ساده بکار می*رود. در چنين حالتی، گذشته استمراری بر کارها و فعاليتهای طولانی*تر (در پس*زمينه) دلالت می*کند، در حالی که گذشته ساده بر کارها و فعاليتهايی دلالت می*کند که در ميانه کارهای طولانی*تر واقع شده*اند.


[Only registered and activated users can see links]
بطور کلی «گذشته استمراری» در موا ([Only registered and activated users can see links])رد زير بکار می*رود:
1- برای بيان کاری که قبل از زمان خاصی در گذشته آغاز شده و احتمالاً پس از آن نيز ادامه داشته است:



'What were you doing at 6.00?' 'I was having breakfast.'
(.ساعت 6 چکار می*کرديد؟ داشتم صبحانه می*خوردم)


2- برای بیان کار يا فعاليتی در گذشته که به وسيله چيزی قطع شده باشد:



The phone rang when I was watching TV.
(.وقتی داشتم تلويزيون تماشا می*کردم، تلفن زنگ زد)

While I was driving home, my car broke down.
(.هنگاميکه داشتم به خانه بر می*گشتم، ماشينم خراب شد)


3- برای بيان کار يا فعاليتی به پايا ([Only registered and activated users can see links])ن نرسيده در زمان گذشته (در مقايسه با گذشته ساده که کارهای کامل شده را ([Only registered and activated users can see links]) بيان می*کند):



I was reading a book during the flight. (I didn't finish it)

but: I read a book during the flight. (I ([Only registered and activated users can see links]) finished it)

BALDE
03-14-2013, 10:27 AM
نقل قول Reported speech

هنگاميکه ميخواهيم گفته*های شخص ديگری را نقل کنيم، می*توانيم از دو حالت مختلف استفاده کنيم:
1- مي*توانيم گفته*های شخص مورد نظر را عيناً (واو به واو) تکرار کنيم (نقل قول مستقيم):


She said, 'It is raining.'

و يا مي*توانيم از نقل قول غير مستقيم ا ([Only registered and activated users can see links])ستفاده کنيم:


She said that it was raining.

در مثال زير به تغييرات ايجاد شده خوب دقت کنيد:


[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]
چند نکته



1- در نقل قول غير مستقيم هميشه مي*توانيم that را حذف کنيم:



I told her (that) I wasn't hungry.

He said (that) he was feeling ill.

2- پس از tell حتماً بايد نام شخص مخاطب (اسم يا ضمير) ذکر شود ولی پس از say چيزی نمی*آيد:



He told her that ...

He said that ...


[Only registered and activated users can see links]




جدول تغييرات از نقل قول مستقيم به غيرمستقيم
در نقل قول غيرمستقيم، فعل اصلی جمله معمولاً زمان گذشته ا ([Only registered and activated users can see links])ست و نيز ا ([Only registered and activated users can see links])فعال موجود در بقيه جمله هم بايد به زمان گذشته تبديل شوند. اين تغييرات به شرح زيرند:




مثال

غير مستقيم

→ مستقيم




'I love you,' he said. → He told her that he loved her.
گذشته ساده

حال ساده →



'I'm talking on the phone,' she said. → She said that she was talking on the phone.

گذشته استمراری
حال استمراری →


He said, 'The rain has stopped'. → He said that the rain had stopped.

گذشته کامل
حال کامل →


He said, 'I've been reading for 3 hours.' → He said that he had been reading for 3 hours.

گذشته کامل استمراری
حال کامل استمراری →


He said, 'I met him in the theatre.' → He said he had met him in the theatre.

گذشته کامل
گذشته ساده →


'I was driving carefully,' he told the police. → He told the police he had been driving carefully.

گذشته کامل استمراری
گذشته استمراری →








[Only registered and activated users can see links]
چند نکته



1- اگر در جمله نقل قول مستقيم از گذشته کامل استفاده شده باشد، در جمله نقل قول غيرمستقيم تغييری ايجاد نمی*شود:
Tom said, 'when I arrived, she had gone.' → Tom said when he had arrived, she had gone.
2- هميشه مجبور نيستيم كه فعل را در جمله نقل قول غيرمستقيم تغيير دهيم. اگر ما چيزی را نقل قول کنيم که همچنا ([Only registered and activated users can see links])ن صحيح می*باشد، ديگر نيازی به تغيير فعل (از زمان حال به گذشته) نيست. مثلاً:
'He loves ice-cream,' his mother said. → His mother said that he loves (or loved) ice-cream. (he still loves ice-cream)
در مثال بالا پر واضح است که او (he) همچنان به بستنی علاقمند است و دليلی ندارد اين علاقمندی تغيير کرده باشد.




افعال کمکی وجهی در نقل قول غيرمستقيم
در نقل قول غيرمستقيم افعال کمکی وجهی may ،can ،will و shall به might، could، would و should تبديل می*شوند. يعنی:






نقل قول غيرمستقيم



WOULD, COULD,
MIGHT, SHOULD




تبديل می*شود به




نقل قول مستقيم



will, can,
MAY, SHALL





مثال:

[Only registered and activated users can see links]


'I will sell my car,' he told me.
He told me that he would sell his car.

'I can help you,' he said.
He said he could help me.

'The teacher may be ill,' he said.
He said that the teacher might be ill.

ولی افعا ([Only registered and activated users can see links])ل كمكی used to، ought to و must در جملات نقل قول غيرمستقيم تغييری نمی*کنند:



I told her that I used to smoke twenty a day.


تغييرات لازم ديگر در نقل قول غيرمستقيم
در نقل قول غيرمستقيم علاوه بر تغييراتی که در افعال صورت مي*گيرد، در بعضی ديگر از اقسام کلمه، از جمله قيدها ([Only registered and activated users can see links]) نيز تغييراتی ايجاد می*شود که در جدول زير بعضی از آنها را می*بينيد:




غيرمستقيم

مستقيم→



that

this



those

these



there

here



then

now



that day

today



the previous day / the day before

yesterday



the next day / the following day

tomorrow



the following week / year ...

next week / year ...



the previous week / year ...

last week / year ...




چند مثال:


'I like it here,' he said.
He said that he liked it there.

He said, 'We'll visit the factory tomorrow.'
He said that he would visit the factory the next day.

KeBriT
03-14-2013, 07:04 PM
جملات بدرد بخور:

اسمت چیه؟ What is your name

چطور اسمت را می نویسی؟ How do you spell your name

میشه شماره شما را داشته باشم May I have your phone number

میشه بعضی مواقع به شما زنگ بزنم
could I give you a call sometime

استی اسم من بهار است By the way,My name is Bahar

من میخواهم برای کلاس انگلیسی ثبت نام کنم
I would like to register for Englishe class

خیلی عالیه که شما را می بینم /ملاقات میکنم
It is great to see you

باید یک وقتهای همدیگر را ببینیم و شاید یک قهوه ای بخوریم
We should get together sometime,maybe have coffee

[Only registered and activated users can see links]

BALDE
03-15-2013, 05:32 PM
ضماير

ضمير کلمه*ای دستوری يا گرامری است که جانشين يک اسم يا عبارت اسمی می*شود. ضميرها انواع مختلفی دارند که مهمترين آنها عبارتند از: ضماير فاعلی، مفعولی، ملکی، انعکاسی، اشاره*ای، نامعين، نسبی و سؤالی که از اين ميان ضماير فاعلی، مفعولی ملکی و انعکاسی جزو ضماير شخصی به حساب می*آيند.


ضماير فاعلي ([Only registered and activated users can see links]%D8%B6%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B1_%D9%81% D8%A7%D8%B9%D9%84%D9%8A_)

ضماير مفعولي ([Only registered and activated users can see links]%D8%B6%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B1_%D9%85% D9%81%D8%B9%D9%88%D9%84%D9%8A_)

ضماير ملكي و صفات ملكي ([Only registered and activated users can see links]%D8%B6%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B1_%D9%85% D9%84%D9%83%D9%8A_%D9%88_%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%AA_ %D9%85%D9%84%D9%83%D9%8A_)

ضماير انعكاسي ([Only registered and activated users can see links]%D8%B6%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B1_%D8%A7% D9%86%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D9%8A_)

ضماير ديگر ([Only registered and activated users can see links]%D8%B6%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B1_%D8%AF% D9%8A%DA%AF%D8%B1_)


ضماير فاعلی




جمع

مفرد





we
I
اول شخص



you
you
دوم شخص



they
he, she, it

سوم شخص









[Only registered and activated users can see links]
چند نکته



1- همه ضماير شخصی (فاعلی، مفعولی و...) به استثناء it در مورد انسان به کار گرفته می*شوند. (they هم می*تواند به انسان و هم به اشياء اشاره کند.)
2- ضمير I هميشه بصورت بزرگ نوشته می*شود، حتی اگر در وسط يک جمله بکار گرفته شود:


Am I right?






ضماير مفعولی



فاعل

مفعول


I



me



you



you



he



him



she



her



it



it



we



us



they



them




اگر چه اين ضماير را ضماير مفعولی می*ناميم، اما آنها به جز در جای مفعول در هر جای ديگری هم می*توانند قرار بگيرند، مثلاً بعد از فعل يا بعد از يک حرف اضافه:


Our teacher was angry with us. (معلممان از دست ما عصبانی بود.)


Give me a ring tomorrow. (فردا به من زنگ بزن.)


When he comes in, please tell him I phoned.
(هر وقت آمد، لطفاً به او بگوييد که من زنگ زدم.)


I'm older than you. (من از تو بزرگترم.)


'I'm hungry.' 'Me too.' («من گرسنه*ام.» «من هم همينطور.»)





[Only registered and activated users can see links]
یک نکته



هنگاميکه از ضماير شخصی به همراه and ا ([Only registered and activated users can see links])ستفاده می*کنيم، مؤدبانه*تر اين است که ضماير I و we را بعد از اسامی و ضماير ديگر بکار ببريم:
you and I, my father and I, them and us
همچنين you را بايد قبل از اسامی و ضماير ديگر به کار برد:
you and your wife, you and her




ضماير ملكی و صفات ملكی
ضماير ملكی و صفات ملكی نشان می*دهند که چه چيزی به چه کسی تعلق دارد.





(I)
(you)

(he)
(she)
(it)
(we)
(they)


صفات ملکی

my
your
his
her
its
our
their


ضماير ملکی

mine
yours
his
hers
-
ours
theirs




توجه داشته باشيد که صفات ملکی هميشه قبل ا ([Only registered and activated users can see links])ز يک اسم می*آيند (به همين دليل صفت ناميده می*شوند) ولی ضمير ملکی جانشين صفت ملکی+اسم می*شود و می*تواند به تنهايی به عنوان فاعل، مفعول و ... قرار بگيرد (به همين دليل ضمير ناميده می*شود).
چند مثال:


This is my book. (اين كتاب من است.)
This book is mine. (اين کتاب مال من است.)

This is her purse. (اين کيف اوست.)
This is hers. (اين مال اوست.)

Are those your pens? No, these are his. (ضمير ملکی)


ضماير انعکاسی
کلماتی که به -self و -selves ختم می*شوند ضماير انعکاسی ناميده می*شوند و عبارتند ا ([Only registered and activated users can see links])ز:






جمع (-selves)



ourselves

خودمان


yourselves

خودتان


themselves

خودشان








مفرد (-self)



myself

خودم


yourself

خودت


himself

خودش (مذکر)



herself

خودش (مؤنث)



itself

خودش (اشياء)







توجه داشته باشيد که در ضماير انعکاسی عمل به فاعل جمله برمی*گردد و در واقع مفعول همان فاعل است:


He cut himself. (خودش را زخمی کرد.)


You should be ashamed of yourself. (بايد از خودت خجالت بکشی.)


Help yourselves. (از خودتان پذيرايی کنيد. )


We blame ourselves. (ما خودمان را مقصر می*دانيم.)


استفاده از ضماير انعکاسی برای تأکيد
از ضماير انعکاسی می*توان برای تأکيد روی يک اسم، ضمير يا عبارت اسمی استفاده کرد که در اين حالت بعد از آنها در جمله قرار می*گيرند:


I can do it myself. (من خودم می*توانم اين کار را انجام دهم.)


We can repair the roof ourselves. (ما می*توانيم خودمان سقف را تعمير کنيم.)


The film itself wasn't very good but I liked the music.
(خود فيلم خيلی خوب نبود ولی از موسيقی آن خوشم آمد.)


ضماير ديگر
1- ضماير ا ([Only registered and activated users can see links])شاره*ای، شامل: these، that، this و those.
مثال:


Is this your T-shirt?


2- ضماير نسبی، شامل: when ،whom ،whose ،who ،that ،which و where.
مثال:


The school that I went to is in the centre of the city.


3- ضماير پرسشی ([Only registered and activated users can see links])، شامل: when، where، why، what، who و whatever.
مثال:


What time is it?


4- ضماير دوطرفه، شامل each other و one another:
مثال:


They love each other.


5- ضماير نامعين، شامل none، nobody، nothing، someone، somebody، something، anyone، anybody، anything و no one:
مثال:


Nobody knew what to do.

KeBriT
03-16-2013, 08:37 PM
[Only registered and activated users can see links]